سيد جعفر سجادى

1360

فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )

آن را فروخت وجود ندارد . مالى را كه وثيقه قرار ميدهند بايد قابل قبض باشد و لذا بسيارى از فقهاء رهن سهم مشاع را جائز ندانسته‌اند . ( كليات ص 145 ، 146 ) پس از تماميت عقد رهن هيچ يك از طرفين حق ندارند در عين مرهونه جز آنچه راجع بحفظ عين است تصرفى نمايند . بنا بر اين مالك نمىتواند آن را بدون رضايت مرتهن بفروشد يا اجازه دهد يا نزد ديگرى رهن گذارد يا آن را به ديگرى هبه نمايد . و احكام ديگرى كه بر آن مترتب مىشود بقرار ذيل است : 1 - در جائى كه دارائى راهن وافى با داء ديونش نباشد مرتهن در استيفاء دين خود از عين مرهونه بر ساير طلبكارها حق تقدم خواهد داشت . پس اگر چيزى از آن زياد آيد بين سايرين تقسيم خواهد شد و اگر كسر آيد در مقدارى كه كسر آمده در بقيه اموال با ساير طلبكارها به نسبت سهيم خواهد بود . با امتناع راهن از اداء دين مرتهن با رجوع به حاكم ، دين خود را از عين مرهونه استيفاء خواهد نمود و اگر چيزى باقى بماند براهن رد مىشود . عَينُ المُستَأجِرَه - ( اصطلاح فقهى ) مال مورد اجاره را گويند كه عين موجره هم گويند رجوع به اجاره شود . عَينِ مُوقُوفه - ( اصطلاح فقهى ) مراد مالى است كه مورد وقف واقع شود . چيزى را مىشود وقف كرد كه از اعيان خارجى بوده و داراى منافع مشروعى باشد و لو بالقوة و جهل و ابهامى در آن نباشد . پس كلى در ذمه و منافع بطور مستقيم و چيزى كه مجهول بوده يا داراى منفعت مشروعى نباشد وقف هيچ كدام از آنها صحيح نيست . و نيز موضوع وقف بايد قابل بقاء و دوام بوده و با انتفاع از آن ، عين باقى بماند و متعلق حق غير نباشد . پس چيزى كه قابل بقاء نبوده مثل گل و ريحان يا بدون اتلاف عين نشود از آن منتفع گرديد مثل مأكولات و مشروبات و يا متعلق حق غير باشد مثل عين مرهونه نمىشود آن را وقف نمود . و نيز از شروط وقف آن است كه عادة قابل اقباض باشد . پس عين مغصوبه كه مالك قادر به تسليم آن نباشد صحيح نيست بلى وقتى براى موقوف عليه قبض آن امكان‌پذير باشد چون نتيجه حاصل خواهد شد صحت آن مانعى نخواهد داشت . اشاعه ملك مانع از وقف آن نبوده و بالاجماع وقف آن صحيح است . وقف نقدين فرع بر اين است كه منافع مشروعى سواى مصرف كردن آن بتوان براى آن فرض نمود . صحت وقف ملك غير مبنى است بر جريان فضولى در وقف و امضاء مالك . كليات حقوق ص 321 ، 322 عُيوبِ مَرد - ( اصطلاح فقهى ) در مبحث نكاح مقرر است كه هر گاه عيوبى در زن يا مرد باشد هر يك حق فسخ نكاح را دارند . عيوب مرد عبارت است از « جنون » « خصا » بكسر خا ، و مد آن و آن كشيدن دو خايه باشد ، و « وجا » كه -